مجله‌ای برای دوست‌داران علم و طبیعت زمین و آسمان

داستان‌نویسی علمی-تخیلی: زمینه‌های علمی-تخیلی

نویسنده: شهاب صقری

410

زمینه‌های علمی-تخیلی

روش‌های مختلفی برای شروع داستان وجود داره. یکی از این روش‌ها که معمولاً برای تازه‌کارهای نویسندگی هم زیاد اتفاق می‌افته، چیزیه که من بهش می‌گم «الهام ناقص». گاهی وقت‌ها یه ایدهٔ خوب، اما خیلی کلی و بدون جزئیات به ذهنمون می‌رسه که دلمون می‌خواد تبدیلش کنیم به داستان علمی-تخیلی. این ایده‌ها معمولاً یه اتفاق غیرعادی و نامتعارف هستن و باز هم معمولاً هیچ نظری درباره‌ی این‌که چطور این اتفاق افتاده، کجا افتاده و … نداریم. توی این مواقع، می‌تونیم به سراغ فهرستی از «زمینه‌های علمی-تخیلی» بریم و یکی رو برای داستانمون انتخاب کنیم. این فهرست مثل منوی غذای نویسنده‌های علمی-تخیلی می‌مونه و هربار که هوس نوشتن می‌کنن نگاهی بهش میندازن تا ببینن می‌خوان کدوم غذا رو بخورن – البته اگه از قبل هوس غذای خاصی نکرده باشن! بذارین فعلاً یه نگاه به دو تا از عنوان‌های این فهرست بندازیم، توی مقاله‌های بعدی هم عنوان‌های دیگه‌ای رو شرح می‌دم:

سفر در زمان

خیلی وقت‌ها می‌شه ایده‌ی خام رو با وارد کردن سفر زمانی تبدیل به داستان کرد. یعنی یک یا چند نفر رو از یه زمان به یه زمان دیگه برد. معمولاً مبدأ یا مقصد سفر رو زمان حال در نظر می‌گیرن تا دست‌کم با بخشی از ماجرا آشنایی کافی داشته باشیم.

بازی با زمان همیشه کارگشاست اما حواستون باشه که وارد کردن سفر زمانی توی داستان، مثل بازی کردن با دُم شیره؛ باید همه‌چیز رو در نظر بگیرین. مثلاً باید یادتون باشه که کوچک‌ترین تغییر توی زمان گذشته ممکنه منجر به تغییرات بزرگ در زمان حال بشه و خواننده‌های نکته‌بین مچ‌تون رو بگیرن.

در ضمن این رو هم یادتون باشه که وقتی چیزی رو در زمان خودش نقل می‌کنیم، چه گذشته باشه چه آینده، موضوع‌مون سفر در زمان نیست. مثلاً اگه موضوع داستان در ۱۰۰ میلیون سال گذشته می‌گذره و دربارهٔ دایناسورهاست، سفری در زمان نکردیم، فقط فکر نویسنده رفته تا اون‌جا و برگشته، نه شخصیت‌های داستان! در ضمن وجود دایناسورها توی زمان حال هم الزاماً سفر در زمان نیست. مثلاً داستان پارک ژوراسیک (معروف‌ترین داستان دایناسوری) بر مبنای یه فعالیت زیست‌شناختی نوشته شده که دایناسورها رو دوباره زنده می‌کنه، نه این‌که از اعماق تاریخ به این‌جا بیاره.

 

نمایش آینده

خیلی وقت‌ها هست که اگه ایدهٔ کلی‌مون رو ببریم توی آیندهٔ دور و بگذاریم که داستان اون‌جا شکل بگیره و اتفاق‌ها او‌جا بیفتن، برای خیلی از این اتفاق‌های عجیب می‌تونیم دلایل قابل قبول بیاریم و داستان هم قشنگ‌تر از آب درمیاد.

نمایش آینده رو با سفر در زمان اشتباه نگیرین. این‌جا منظورمون فقط داستان‌هاییه که در زمان آیندهٔ دور رخ می‌دن. در خیلی از داستان‌های نمایش آینده، تمام داستان در یک زمان اتفاق نمی‌افته و گاهی فلاش‌بک به زمان حال زده می‌شه، اما هیچ شخصیتی از آینده به حال (یا برعکس) سفر نمی‌کنه.

نقل آیندهٔ نزدیک رو معمولاً توی علمی-تخیلی دسته‌بندی نمی‌کنن، مگر این‌که با یکی دیگه از زمینه‌های علمی-تخیلی قاطی شده باشه. مثلاً نوشتن داستانی دربارهٔ اوضاع جنگ داخلی سوریه که در ۴ سال آینده می‌گذره رو می‌شه داستان «پیشگویانه» دونست اما اگه داستانی از وضعیت خاورمیانه در سال ۲۱۱۷ میلادی بنویسیم می‌شه گفت داستان علمی-تخیلی.

خلاق باشید!

 

از فروشگاه آسمان شب دیدن کنید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.