مجله‌ای برای دوست‌داران علم و طبیعت زمین و آسمان

غربت‌نشین‌های قرن ۲۳

نویسنده: شهاب صقری

241

داستان علمی-تخیلی «غربت‌نشین‌های قرن ۲۳»

بخش یک

«باید روی زمین می‌موندم.»

در این ۱۸ سالی که از زمین آمده‌ام تا به حال هزاران بار این جمله را به خودم گفته‌ام. من مثل خیلی‌های دیگر نبودم که با کوچ اجباری به این‌سوی دنیا آمدند. من زمین را دوست دارم. آسمان خاکستری آن را (که گویا تا همین ۱۰۰ سال پیش آبی بوده) دوست دارم. از آن‌هایی هم نبودم که با دولت مرکزیِ زمین سرِ ناسازگاری داشته باشم و به این‌سوی دنیا بیایم که بتوانم در کمال امنیت به آن بد و بی‌راه بگویم.

من وقتی در ۴۲ سالگی به سن قانونی رسیدم، سنی که هر زمینی پس از آن می‌تواند شخصاً تصمیم‌گیرنده باشد، اصلاً تصمیمی برای ترک وطن نداشتم، اما بعد از گذشت چند سال شرایط کم‌کم برایم سخت شد. از یک‌سو بی‌کاری فشار می‌آورد و از سوی دیگر کم‌توجهی ساکنان زمین به هم‌دیگر من را اذیت می‌کرد. خبرهای هم که هر روز از سرزمین‌های «آزاد» و مهاجرپذیر به گوشم می‌رسید باعث شد که آن‌جا را (یعنی این‌جا را) بهشت فرض کنم. به این ترتیب من که فقط ۵۵ سال از عمرم می‌گذشت و هنوز جوان خامی بودم کم‌کم به فکر مهاجرت افتادم.

با بنگاه‌های مهاجرتی مختلف مشورت کردم. از همان اول می‌دانستم که مریخ به درد من نمی‌خورد. بیش از اندازه شلوغ شده است. همان اوایل، هر کسی که دستش به دهنش می‌رسید رفت و قطعه زمینی آن‌جا خرید. اوایل حساب و کتاب درست و حسابی نداشت، این بود که شهرسازی‌ها خیلی بی‌قاعده انجام شد. الان یک طرف مریخ پر شده از طبقهٔ مرفه، یک طرف دیگرش را هم کارگران و مهاجرانی پر کرده‌اند که حاضر شدند در بدترین شرایط آن‌جا بمانند و خانه و زندگی تشکیل بدهند. حالا هم هر کسی که چند روزِ تعطیل پیدا میکند راه میافتد و می‌رود مریخ برای تفریح.

فرماندار مریخ آدم بلندپروازی است؛ دوست دارد در تمام زمینه‌ها اول باشد. خیلی به داشتن بلندترین آتش‌فشان منظومهٔ شمسی می‌نازد و پز آن را می‌دهد درحالی‌که پدیده‌ای طبیعی است و ربطی به شخص او ندارد. همچنین آن ۳۶ قمری که به‌طور مصنوعی اطراف مریخ درست کرده بسیار پرهزینه بودند، اما جاذبهٔ گردشگری پرزرق و برقی را ایجاد کرده‌اند. سرعت گردش این قمرها طوری است که در آسمان مریخ به شکل‌های گوناگون دیده می‌شوند و در تاریخی معین، شکل‌ نماد حکومت متحد حاکم بر مریخ را تشکیل می‌دهند. این قمرها به پولدارترین شخصیت‌های هنری، سیاسی و فناوری منظومهٔ شمسی فروخته شده‌اند تا بتوانند تعطیلات خودشان را در قمری «دربست» بگذرانند (اگرچه از دست پاپاراتزی‌هایی که همیشه با تلسکوپ‌های قوی خودشان آن‌ها را زیر نظر دارند در امان نیستند!).

وقتی خیلی جوان بودم آرزویم زندگی در مریخ بود اما در اولین روزهایی که تصمیم به مهاجرت گرفتم فهمیدم که مریخ، جایی نیست که من برای زندگی و کار به دنبالش هستم.

از فروشگاه آسمان شب دیدن کنید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.