مجله‌ای برای دوست‌داران علم و طبیعت زمین و آسمان

داستان‌نویسی علمی-تخیلی: داستان خیالی

نویسنده: شهاب صقری

558

داستان‌نویسی علمی-تخیلی

قسمت اول: داستان خیالی

در این مقاله قراره حرف‌هایی دربارهٔ داستان‌نویسی علمی-تخیلی بزنم. اگه شما هم به نوشتن داستان علاقه دارید احتمالاً این نوشته به دردتون می‌خوره. البته قرار نیست این‌جا کلاس آموزشی راه بندازیم و موضوعات درسی رو پشت‌سرهم ردیف کنیم. فقط نکته‌هایی رو به شکل پراکنده می‌گم که از هرجاش شروع کنین بتونه براتون یه چیزی داشته باشه و شاید دست‌کم یه جرقه‌ای رو توی ذهن‌تون روشن کنه. صحبت جرقه شد، بد نیست بگم که لابه‌لای همین نوشته‌هام چند تا ایده هم بهتون می‌دم که اگه خواستین پرورشش بدین و تبدیلش کنین به داستان.

داستان خیالی

مرزبندی بین داستان‌های خیالی، علمی، علمی-تخیلی، فانتزی و … توی خیلی از موارد، آسان نیست. گاهی بدجوری با هم قاطی می‌شن. اما نمونه‌هایی هم داریم که می‌تونیم دقیقاً نوع داستان رو مشخص کنیم. فعلاً تصمیم دارم درباره‌ی داستان‌نویسی‌ خیالی صحبت کنم تا یه‌کم گوشی دست‌تون بیاد.

بذارین از یه اشتباه متداول شروع کنم. کلمهٔ Fiction به معنای خیالی یا تخیلی معمولاً اشتباه برداشت می‌شه. داستان خیالی الزاماً داستانی نیست که توش چیزهای غیرواقعی یا غیرمعمول و دوراز ذهن اتفاق بیفته (اگرچه ممکنه اتفاق هم بیفته)، بلکه منظور اینه که نویسنده، اون داستان رو از ذهن خودش نوشته و موضوع داستان واقعیت نداره. پس مثلاً داستان‌های چارلز دیکنز، خواهران برونته یا زویا پیرزاد خودمون (!) هم خیالی محسوب می‌شن. حتی بینوایان ویکتور هوگو هم که ماجراش وارد بخشی مهم از تاریخ فرانسه می‌شه خیالیه چون ژان‌والژان و کوزت و بقیهٔ شخصیت‌ها از ذهن نویسنده بیرون اومدن و کارهایی کردن که نویسنده می‌خواسته بکنن! اما داستان دزیره یه «رُمان تاریخی» محسوب می‌شه چون کلیات رفتار شخصیت‌ها و وقایع، مطابق با واقعیت‌های تاریخی نوشته شده. البته توی این داستان‌ها هم ذهن نویسنده خیلی دخالت داره، چون هیچکس که از ریزه‌کاری‌های حرف‌ها و رفتارهای آدم‌های اون موقع خبر نداره، بنابراین نویسنده مجبوره خودش یه چیزهایی رو حدس بزنه و یه مقدار هم بار دراماتیک داستان رو زیاد کنه که برای خواننده جذاب‌تر بشه. اگه قرار بود نویسنده چیزی از خودش اضافه نکنه و فقط به اسناد موجود استناد کنه، چیزی که تولید می‌شد رو بهش می‌گفتن «مستند» و دیگه حالت داستانی به خودش نمی‌گرفت.

پس عملاً Fiction به «داستان‌» گفته می‌شه که ممکنه واقع‌گرا باشه یا تخیل‌گرا. من این رو «خیالی» ترجمه می‌کنم، علتش رو هم الان می‌گم. این کلمه رو می‌تونیم هم خیالی ترجمه کنیم و هم تخیلی و هم این‌که می‌تونیم فقط بهش بگیم داستان. عبارت Science-Fiction از قدیم «علمی-تخیلی» ترجمه شده و کاملاً هم جا افتاده، به همین خاطر الان خیلی‌ها با شنیدن کلمهٔ «تخیلی» به فکر موجودات فرازمینی، ابرقهرمان‌ها، ماشین زمان، مرد نامرئی و … می‌افتن. پس من به داستان‌های Fiction می‌گم «خیالی»، شما هم هرچی دوست دارین بگین اما فرق‌هاشون رو بدونین.

همین داستان‌های خیالی اگه با موضوعی از علم همراه باشن می‌شه بهشون گفت علمی-تخیلی. حالا این علم ممکنه دور از دسترس نباشه و احتمال اتفاق افتادنش همین الان هم وجود داشته باشه، مثل همه‌گیر شدن یه بیماری مهلک بر اثر بی‌احتیاطی یه نفر توی یه آزمایشگاه، یا این‌که خیلی خیلی دور از دسترس به نظر برسه، مثل سفر یه تمدن زمینی در سراسر کهکشان یا انتقال دادن آدم‌ها از طریق ذره‌ذره کردن اون‌ها در مبدأ، ارسال ذرات اون‌ها و پیوستن این ذرات در مقصد (پیشتازان فضا).

 

از فروشگاه آسمان شب دیدن کنید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.