مجله‌ای برای دوست‌داران علم و طبیعت زمین و آسمان

داستان‌نویسی علمی-تخیلی: فرازمینی‌ها و محدودیت‌های ما!

نویسنده: شهاب صقری

175

بخش پنج: فرازمینی‌ها و محدودیت‌های ما!

اگه موضوع فرازمینی‌ها رو حذف کنیم، بخش بزرگی از گنجینه‌ی علمی-تخیلی رو از دست می‌دیم. شاید اشتباه نباشه اگه بگیم که همه درباره‌ی فرازمینی‌ها کنجکاو هستند و تصوراتی دارند. پس وقتی موضوع داستان «برخورد با فرازمینی‌ها» باشه احتمالاً تعداد مخاطب هم بیشترمی‌شه. اما نوشتن داستان درباره‌ی فرازمینی‌ها ممکنه خیلی هم آسون نباشه. بد نیست چند تا نکته رو درباره‌ی این «زمینه‌ی داستان‌نویسی» بگم:

 

شکل ظاهری

شاید خیال می‌کنین چون تاحالا هیچکس موجود فرازمینی ندیده می‌تونین اون رو به هر شکلی که دلتون می‌خواد توصیف کنین، اما این‌طور نیست. اگه قرار باشه داستان «درست» پیش بره باید خیلی چیزها رو در نظر بگیرین.  فقط برای نمونه می‌خوام چندتا از محدودیت‌های دست‌وپاگیر «درست‌نویسی» داستان درباره‌ی فرازمینی‌ها رو بگم:

  • مغزی که کوچیک باشه هیچ‌وقت نمی‌تونه چیزهای پیچیده یاد بگیره بنابراین نمی‌تونین یه موجود در اندازه‌ی ملخ درست کنین که از انسان‌ها باهوش‌تر باشه (مگر این‌که از زمینه‌های دیگه‌ی داستان‌نویسی علمی-تخیلی هم توش استفاده کنین).
  • اگه تعداد زیادی اندام فعال داشته باشیم، مثلاً موجود بزرگی بسازیم که ۴۰ تا چشم و ۲۰ تا دست داره، اون‌وقت باید یه فکری برای تأمین انرژی این اندام‌ها هم بکنیم. یعنی همچین موجودی باید دائماً غذا بخوره تا مغزش از عهده‌ی فرمان دادن به اندام‌ها بربیاد.
  • تا جایی که دانشمندها می‌دونن، موجودات اُرگانیک می‌تونن بر مبنای عناصر خاصی (مثل کربن یا سیلیکون) شکل بگیرند. ما موجودات کربنی هستیم و احتمالاً موجودات فرازمینی سیلیکونی هم وجود دارند اما نمی‌تونیم یه موجود زنده بسازیم که جنسش از فولاد باشه (منظورم چیزی مثل روبوکاپ نیست، دارم از علم تکامل و ژنتیک حرف می‌زنم!).

عوامل محیطی

اگه قرار باشه که داستان ما توی سرزمین موجودات فرازمینی اتفاق بیفته، کارمون خیلی سخت‌تر می‌شه. در این شرایط باید عوامل زیست‌محیطی رو هم در نظر بگیریم. مثلاً هرچی قدرت گرانش سیاره‌ای بیشتر باشه، موجودات روی اون سیاره باید کوتوله‌تر باشن. در ضمن نوع بینایی، گفتار و حرکات موجودات هم بسته به میزان نور، فشار جوّ، پوشش محیطی و … تغییر می‌کنه.

 

راه فرار

این‌هایی که گفتم برای «درست‌نویسی» داستان بود. یعنی اگه قصد دارین چیزی مثل آواتار بنویسین باید به اندازه‌ی جیمز کامرون تحقیق کنین! اما تقریباً بیشتر نویسنده‌ها از راه‌های فرار استفاده می‌کنن. مثلاً موجود فرازمینی وقتی به زمین میاد این توانایی رو داره که به شکل زمینی‌ها دربیاد و مثل ما حرف بزنه (البته معمولاً انگلیسی!). دست بر قضا، آب‌وهوا و غذاهای ما هم خیلی بهش سازگاره. هیچ‌وقت هم توضیح داده نمی‌شه که این توانایی از کجا اومده و خواننده‌ هم معمولاً کنجکاو نمی‌شه؛ احتمالاً به این علت که به این‌جور داستان‌ها عادت کرده.

اولین پیشنهاد من اینه که اگه می‌خواین توی این زمینه بنویسین حتماً قبلش مطالعه کنین. بعد هم سعی کنین در اولین تجربه‌ها، بازی رو توی زمین خودمون (منظورم «زمین» خودمونه!) اجرا کنین که حداقل دردسرهای زیست‌محیطی نداشته باشین. حالا مقدار معقولی از واقعیت‌های علمی رو با مقداری از پیش‌فرض‌های غیرعلمی (همون راه‌های فراری که قرار نیست کسی درباره‌شون ازتون سوال کنه) مخلوط کنین. این‌جوری حس علت‌جویی خواننده تا حدی ارضاء می‌شه و می‌تونه از قرار گرفتن توی جریان داستان لذت ببره.

خلاق باشید

از فروشگاه آسمان شب دیدن کنید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.