مجله‌ای برای دوست‌داران علم و طبیعت زمین و آسمان

داستان‌نویسی علمی-تخیلی: جغرافیای علمی-تخیلی!

نویسنده: شهاب صقری

100

بخش شش: جغرافیای علمی-تخیلی

تمام رویدادهای داستانی که می‌نویسیم باید در یه جایی اتفاق بیفتند. به همین «‌جا» می‌گیم «جغرافیای علمی-تخیلی». ممکنه داستان فقط توی یه اتاق بگذره (مثلاً سلول یه زندون) که در این صورت خیلی نگران جغرافیا نیستیم، یا شاید هم یه جای خیلی عجیب و دور از ذهن، مثل درون بدن یه حیوون یا توی بسته‌ی پفک‌نمکی (!) بگذره که در این صورت بیشتر به خلاقیت نیاز داریم تا جغرافیا. اما توی بیشترِ داستان‌ها، باید یه محیط مشخص رو برای رویدادهای داستان تعریف کنیم.

روی زمین خودمون!

اگه داستان روی زمین جریان داشته باشه دوتا کار می‌تونیم بکنیم: یا یه محیط (شهر، منطقه، کشور و …) مطابق خواسته‌های داستان پیدا کنیم و داستان رو ببریم توش، یا این‌که یه مکان فرضی در نظر بگیریم که همه‌ی شرایط لازم رو داشته باشه و داستان اون‌جا اتفاق بیفته. حالت اول معمولاً برای خواننده‌ها دلنشین‌تره. وقتی اسم یه مکان آشنا رو می‌شنویم، داستان برامون جالب‌تر می‌شه. مثلاً اگه داستان توی جزیره‌ی کیش اتفاق بیفته برامون احساسی‌تره تا توی جزیره‌ای به نام «گالایانی» که اصلاً نمی‌دونیم کجای کره‌ی زمین قرار گرفته.

اما خواسته‌های ما از جغرافیای داستان چی می‌تونه باشه؟ اسپایدرمن یا همون مرد عنکبوتی رو در نظر بگیرین. اگه این ابرقهرمان بزرگوار توی یکی از شهرهای اطراف یزد یا کرمان باشه به نظرتون چی‌کار می‌کنه؟ وقتی هیچ ساختمون بلندی وجود نداشته باشه که ازش آویزون بشه و تاب بخوره، عملاً قدرتش رو از دست می‌ده. دیگه حتی «قهرمان» هم نیست چه برسه به «اَبَر»! پس اسپایدرمن حتماً باید جایی مثل نیویورک زندگی کنه تا دیده بشه. درواقع اغلب ابرقهرمان‌ها توی جایی مثل نیویورک بهتر می‌تونن خودشون رو نشون بدن. اصلاً خیلی از این‌ّها برای محیط‌های شهری «پرورش» پیدا کردن. شاید بد نباشه برای تمرین هم که شده، ابرقهرمانی با زادبوم روستایی (اون هم از نوع جهان سومش) خلق کنیم.

توی فضا

اگه جریان‌های داستان توی فضا یا روی سیاره‌ یا قمر دیگه‌ای رخ بده موضوع فرق می‌کنه. در این حالت باید مقدار زیادی اطلاعات فیزیکی و اخترزیست‌شناسی داشته باشیم تا بتونیم جای مناسبی رو برای داستانمون خلق یا پیدا کنیم. در این شرایط موضوع‌های دیگه‌ای هم که روی زمین معمولاً بهشون فکر نمی‌کنیم دست‌وپاگیر می‌شن؛ مثل:‌ شدت نیروی گرانش، مقدار نور روز و شب، جنس جوّ، مقدار و نوع پرتوهای فضایی و خیلی چیزهای دیگه. در ضمن اگه قرار باشه جای آشنایی مثل محلی توی منظومه‌ی شمسی رو انتخاب کنیم، باید اطلاعات خوبی از مناظر اطراف داشته باشیم که بتونیم توی داستان توصیفش کنیم. مثلاً اگه داستان قراره روی سیاره‌ی عطارد اتفاق بیفته، باید از منظره‌ی طلوع و غروب عجیب و غیرعادی خورشید روی این سیاره اطلاع داشته باشیم.

توی داستان‌هایی که موضوع «آینده‌نگری» دارن هم موضوع جغرافیای محل خیلی اهمیت پیدا می‌کنه، چون باید علاوه بر دونستن شرایط موجود توی اون محل، بتونیم آینده‌ی اون‌جا رو هم به شکلی باورپذیر تصور کنیم.

 

خلاق باشید

از فروشگاه آسمان شب دیدن کنید

از فروشگاه آسمان شب دیدن کنید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.